تبليغاتX
آفتاب شب
آفتاب شب
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
تماس با علي تماس با صادق آرشيو صفحه نخست
  گدای کوی علی (ع)     سه شنبه 10 مهر1386-10 بعد از ظهر-محمد علی (صادق)   

امشب یاد اون یتیم هایی افتادم که کاسه دستشون بود و پشت
در خونه ی مولا منتظر شیر بودن (البته توصیفش رو شنیده بودم)

اون بچه ها وقتی شنیدن باباشون پیش خدا پرواز کرده، اشکشون
در اومد و به فکر این بودن که از این به بعد کی کاسه هاشون رو
پر میکنه. منم با خودم فکر کردم که برم در خونه ی امیر المؤمنین
کاسه ی گدایی رو جلوش دراز کنم و ...
ولی من ازش شیر گدایی نمی کنم .

من میخوام یه خورده از اون عشق و محبتی رو که به خدا داشت
ازش گدایی کنم ...

 

عزیز دل حبیب الله ! دستم رو امشب رد نکن ...


لينک به نوشته  |   
 
  یا علی مدد     دوشنبه 9 مهر1386-8 قبل از ظهر-محمد علی (صادق)   

 

امیر المؤمنین ، علی (ع) می فرمایند :

 

« چشم ها نخشکید مگر بر اثر سخت دلی
و دل ها سخت نشد مگر به سبب گناه زیاد
»

 

دوستان عزیزم اگه یه خورده دقّت کنید می بینید که این حدیث مثل یه زنجیر به هم پیوسته می مونه که حلقه هاش به هم وصلند. این حدیث به نظرم توی شب های قدر خیلی کاربرد داره.
می خواییم بریم درخونه ی خدا، ولی چون می دونیم که با گناهامون چقدر خدا رو رنجوندیم و در حقّ خودش و خودمون بد کردیم رومون نمیشه در بزنیم ولی خودش می دونه که پشت در وایسادیم.

امام علی جونم تو رو خدا بیا کمکمون کن. بیا یادمون بده که چطور در بزنیم ...
آخه هرجا که میرم میگن : یا علی مدد

 ( حتمن بین تو و خدای بزرگت یه سر وسرّی هست دیگه! )

 

تو که ولی الله هستی میدونی که گناهکاریم و خودت گفتی که هر کی گناه کنه دلش سخت میشه و هرکی دلش سخت شد اشک چشمش در نمی آد ...
مولای من حالا من خودم  اعتراف می کنم که آره  من گناه کارم

بیا ما رو کمک کن و سر چشمه ی اشک چشممون رو جوشان کن ...
کافیه که در غم شهادت تو و غم گناه خودم این گوهر پاک رو جاری کنم، اون وقته که در باز میشه

 

علی جانم ! به من بگو ببینم که :

 

به فرقت کِی اثر می کرد شمشیر ؟

گمانم ابن ملجم یا علی گفت.

 

تو رو خدا ما رو هم فراموش نکنید توی دعاهای قشنگتون

لينک به نوشته  |   
 
  پف کلی خوشمزه      پنجشنبه 5 مهر1386-12 بعد از ظهر-محمد علی (صادق)   

 

وقتی که داشتم مجلّه ی گل آقا رو زیر و بالا می کردم

تا یه مطلبچه یا مطلبک ( " ک " تصغیر )طنز پیدا کنم، چشمم به مطلبی افتاد.

راستش نشد عکس مربوط به اونو بذارم توی وبلاگکم ( " ک " تحبیب )

( یعنی وبلاگ محبوب خودم! ) ................ چه از خود راضی؟!!!!!

حالا خودم عکسش رو براتون می شرحم.

مثلن بفرضید که یه نقل عکسه! ( نه نقل قول ) :

 

گوشی تلفن همراه ( نگید موبایل هان ! می گیرنتون ! ) اندر دست یه خانومه که تازه اون رو خریده و فروشنده داره بهش میگه که :

 

اگر نگران امواج مضّر تلفن همراهتان هستید، یک ذرّت توی گوشتان فرو کنید، وقتی پف کرد به این معنی است که شما باید تلفن را قطع کنید !

 

خانوم هایی که مطلب رو خوندن از من به دل نگیرن. من فقط نقل عکس کردم. تازه خود گل آقا هم بالای عکس نوشته که :

 برگرفته از اینترنت . ( ظاهرن آقایون میگن " الفرار " )

 

حالا هم خانوما که اینو خوندن حتمن غرولند کنان گویانند که :( این شکلی   )

انگار هیچکی این وسط نمی خواد چماق ما خانوم ها رو به کلّه بخره !

 

                                                   سال نامه ی گل آقا

                                                      فروردین ۱۳۸۶


لينک به نوشته  |   
 

اطلاعات شما :